تبليغاتX
عاشق خدا

عاشق خدا


 

در سالروز پیروزی مشروطیت هستیم و طنین نام مشروطیت بیش از یکصد سال است که باخود پیام لزوم مشروط بودن قدرت را حمل می کند. در کنار خواست برای عدالت، آزادی و قانون، تلاش برای مشروط کردن قدرت یکی از دستاوردهای مجاهدت گذشتگان ما و فداکاری آنهاست. گرچه نهادهای برآمده از مشروطیت با استبداد شبه تجددگرای رضا خانی با مانع روبرو شدند وبا دادن قربانی های بسیار روند مردمسالاری متوقف گشت و دوره ظلمانی پهلوی اول و دوم دستاوردهای اصلی و ارزش های بنیادی مشروطیت را زیر سایه قرار داد ولی این ارزشها که بادادن قربانی های بسیار بدست آمده بود با ادامه مبارزات مردم برای رهائی از خودکامگی و اقتدارطلبی و نیل به آزادی و عدالت و حاکمیت بر سرنوشت خود ادامه یافت.
 

قربانی های صدر مشروطیت تا سرنوشت سردارملی ستارخان و شهادت نماینده شجاع ملت مدرس و قتل و حبس بسیاری از آزادیخواهان دیگر، شاهدی برای دشواری راهی بوده است که مردم آن را هرگز رها نکردند. نهضت ملی کردن نفت و خیزش مردمی ۱۵ خرداد و مبارزات نفسگیر در سالهای دهه چهل و پنجاه همه وهمه نشان می دهد که آنچه با مشروطیت بدست آمد هر گز از سوی مردم خوار شمرده نشد بلکه همواره آن دستاوردها به عنوان هادی مردم در مبارزاتشان بکار گرفته شد.
 

پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی در بهمن ۵۷ نتیجه یکصد سال مبارزه با فراز و نشیب ملت ما در طول تاریخ است. امروز مشاهده علائم باز تولید استبداد و خودرایی و گریز آشکار از قانون و حاکمیت روز افزون دروغ نشان می دهد که راه طی شده هنوز به اهداف خود نرسیده است. ظلم و جور و خفقان چه در زمان ناصرالین شاه باشد چه پهلوی ها و چه جمهوری اسلامی مردود است و در جمهوری اسلامی ظلم وستم بدتر و سیاه تر است چرا که زیر پوشش نام اسلام چنین تبهکاری هائی صورت می گیرد و  همه می دانیم در همان اوان مشروطیت به شکلهای مختلف بعضی از علما از جمله علامه نائینی استبداد دینی را بدترین دانستند. تجربه یکصد سال اخیر و آنچه در یک سال گذشته اتفاق افتاد نشان می دهد در میان مفاهیم کلیدی مربوط به انقلاب مشروطیت از عدالت و آزادی و حکومت قانون، مشروط کردن و مسئول کردن قدرت اهمیت سرنوشت سازتری دارد.
 

امروز مدام از ملت ما به نام دین تبعیت بی چون و چرا از کانون های قدرت خواسته می شود بی آنکه به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود اشاره ای شود و یا از کرامت ذاتی انسان ها ویا حقوق شهروندی نامی به میان آید و یا به استدلال حق تعیین سرنوشت توسط ملت که حضرت امام در بدو ورود در بهشت زهرا آن را با صراحت اعلام  و برهان قوی برای آن اقامه کردند توجهی شود. طرفه آنکه اقتدارگرایان از اینکه در مورد جنایات بر کف خیابانها در روزهای۲۵و۳۰ خرداد و روز عاشورا وکوی دانشگاه و زندانهامورد سوال قرار بگیرند و یا ازآنها در مورد قانون گریزی های گسترده بازخواست شود عصبانی می شوند و به تهمت افکنی و دروغ و خشونت بیشتر روی می آورند.  پس از بستن روزنامه ها و  تبدیل صداوسیما به یک رسانه هتاک و غیرملی و لشگرکشی علیه فضای مجازی که باخلاقیت فرهیختگان اغلب جوان تبدیل به معبری برای تعامل و اطلاع رسانی بدون سانسور و شفاف شده است حتی تاب یک خبرگزاری ملی نیمه جان را نمی آورند واین منفذ گرد گرفته را نیز بر خلاف قانون و بدون توجه به عواقب آن کور می کنند. اگر درست نگاه کنیم امروز هیچ مانعی برای پیشروی و گسترش استبداد دیده نمی شود. ازاین روست که دقت در تاریخ مشروطیت به ما می آموزد که مبارزه برای یافتن ساز و کارهائی که قدرت را مشروط سازد با اهمیت ترین چهره مبارزات مسالمت جویانه است که ملت ما در دور تازه، آن راآغاز کرده است. بخشی از مطالبات جنبش سبز بصورت روشنی این وجه از مبارزه کنونی ملت را آشکار می سازد.


حق تجمعات و آزادی رسانه ها و قبول تکثر در سطح ملی بدین دلیل با مخالفتهای جدی از سوی اقتدارطلبان روبروست که به صورت روشن دایره نفوذ قانونگریزانه اقتدار طلبان را محدود می کند. همچنین  تمکین نکردن اقتدار گرایان در مقابل مطالبه اجرای بی کم و کاست  قانون اساسی نشان می دهد که تاچه حد دل کندن از سریر قدرت و پاسخگو بودن در مقابل ملت برای یال و کوپال دارها و صاحب منصبان دشوار است. و همه می دانیم اولین قدم در قبول اجرای قانون اساسی اعلام قبول حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود از سوی حاکمان است. غمض عین در مقابل این حق روشن در حقیقت پشت کردن به همه دستاوردهائی است که ملت ایران در طول یکصد سال و بویژه در جریان انقلاب اسلامی آ نرا بامجاهدت فراوان به دست آورده است.
 

درمیان همه مطالبات و راه کارهائی که برای نیل به حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و پاسخگو کردن قدرت و مشروط کردن آن وجود دارد تمهید برای انتخابات آزاد و رقابتی با اهمیت ترین آنهاست. انتخاباتی که با گزینشهای شورای نگهبان و نحوه نظارت آن تبدیل به مراسم عزای ملت برای مرگ میثاق ملی نگردد. به همین دلیل همگانی کردن خواست برای انتخابات آزاد ورقابتی یک وظیفه سرنوشت ساز برای همه کسانی است که ایران را خانه همه ایرانیان با همه تنوع و تکثر می دانند.

+نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت22:31توسط عاشق خدا | |

http://img.blogcu.com/uploads/aslanbasol_karsinojen_gozyasi.jpg
 
 
خدایا!

اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا از
 وجود
 
جهنم نجات دهی از شعله های آن
 
 مرا رهایی دهی، همان بهتر که در آن شعله ها
 
 
مرا 
 
 
 
 
 بسوزانی
 
 
 
 
و اگر از آن سو به تو روی می آورم که مرا به
 
 
 
 
 بهشت فراخوانی و در آن جای دهی ؛ درهای
 
 
 
 بهشت
 
 
 
 
 را برویم بسته نگهدار ،
 
 
 
 
 ولی اگر برای خاطر تو به سویت می آیم

 
 
خدایا!
 
 

مرا از خودت مران .
 
 
 
 
  بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم!

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت12:48توسط عاشق خدا | |

 

خدايا ... !

خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي

 خواهم وعشق به عاشقانت را وعشق

 رابه هر

 

كاري كه مرا به تو نزديك كند


خدایا ...


خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي

 تو توانم آمد .

 


دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .

 


خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد

وسينه اي كه فقط سوزان تو .

 


به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .

 


وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد


خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين

خويش .

 


خدايا، چشم جويبار عشق مرا به تماشاي دريايت

 روشني ده ،

 


مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشاني

 محبت

 

 من بر خاك ديگري بسايد

 


خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان

 

 ديگري كند .


خدايا...


همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم

 هر چه هرزه گياه هست از ريشه بخشكان .


خدايا...


نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران

 مرا منتظر بگذاري


اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده


اي گل بخش ديگران از گل گلستان تو اي

 

 باغبان باغ رحمت ، اي عزيز و مهربانم ، اي

 خداي

بي همتاي من

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت16:46توسط عاشق خدا | |